Menu

سماع چیست

مقاله‌های مرتبط با سماع

سماع دنیایی متفاوت است. حتی اگر مولانا را نشناسیم

و با تفکراتش آشنا نباشیم، دیدار از این مراسم تاثیرگذار خواهد بود.

ثبت جهانی

ثبت جهانی مثنوی مولانا به عنوان میراث مشترک فرهنگی ایران و ترکیه
روزشمار: ۸ مهر؛ روز بزرگداشت مولانا جلال‏‌الدين محمدبن بهاءالدين معروف به مولوی.

آشنایی بیشتر

مولوی متولد بلخ (سرزمینی در شمال شرق خراسان) است و در زمان تصنیف آثارش (همچون مثنوی) در قونیه (واقع در ترکیه امروزی) می‌زیست. با آنکه جهانیان نیک می‌دانند که مولوی یک شاعر ایرانی است اما دولت ترکیه در برنامه‌هایی که به مناسبت سال جهانی مولانا برگزار کرده‌ است، تلاش کرده‌ است که مولانا را به عنوان یک چهره فرهنگی کشور خود به دنیا معرفی کند. در این میان کم‌توجهی مقامات ایران در سال‌های اخیر، در موفقیت دولت ترکیه نقش فراوانی داشته‌ است .

مقبره ی وی

مقبره ی مولانا دارای گنبد بزرگ سبز رنگ ۱۶ وجهی است که مخروطی در بالای آن قرار دارد. این گنبد در سال ۱۳۹۷ میلادی توسط کارابان اوغلو ساخته شده و بر بالای آن با هنر کاشی کاری آیه‌الکرسی نقش بسته است. در بالای در ورودی مقبره، این بیت شعر به زبان فارسی نوشته شده است:

کعبة العشاق باشد این مقام         هر که ناقص آمد اینجا شد تمام

رقص سماع

 نوعی از رقص صوفیه گفته می‌شود که شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی است. سماع سابقه دیرین تاریخی دارد و داستان تعالی روح است. برای آشنایی بیشتر با این مراسم شور انگیز معنوی با کجارو همراه باشید.

آشنایی با مولانا

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی (متولد ۶۰۴ ه.ق در بلخ) از مشهورترین شاعران ایرانی است. نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده است و در دوران حیات به القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی»  نامیده می‌شده است. از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی نیز پارسی بوده است.

آرامگاه

مقبره‌ی مولانا که در حال حاضر به عنوان سمبل شهر قونیه از آن یاد می‌شود، در واقع محل سکونت پدر و خانواده‌ی مولوی به هنگام اقامت ایشان در قونیه بوده است. پدر مولانا پس از مرگ در همین خانه به خاک سپرده شد و مجالس سماع مولانا نیز در همین خانه برگزار می‌شده است. مولانا نیز پس از مرگ در همین مکان دفن شد. همچنین، بهاءالدین، پسر مولانا، بعضی از اقوام و یاران و مریدان وی از جمله صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی نیز در این مکان آرمیده‌اند. هر ساله دوستداران مولانا در ۱۷ دسامبر مصادف با سالگرد وفات مولانا که شب اُروس (Arus) نامیده می‌شود از اطراف و اکناف ترکیه و جهان بر مرقد او حاضر می‌شوند تا شاهد مراسم ویژه‌ی بزرگداشت مولانا باشند.

مقبره

زمانی که وارد این فضای روحانی می‌شوید، درصف عاشقان مولانا، قدم به قدم با نوای نی و بوی عود، مزین کرده‌اند. قبرهایی که فاقد کلاه مخصوص می‌باشند متعلق به بانوان است. پس از عبور از کنار قبرها می‌توانید از موزه نیز بازدید کرد. در این موزه آثار به جا مانده از گذشتگان از جمله البسه، کلاه، تسبیح، جانماز، قرآن‌های دست‌نویس و کتب نفیس دیگر، دیوان حافظ و سایر اشیاء قدیمی به نمایش گذاشته شده‌اند.

















از دیگر طرفداران سماع، مولانا جلال الدین محمد بلخی بوده که توجه روز افزون او به سماع در جاودانه شدن این آئین در میان درویشان به ویژه مولویه بی‌تأثیر نبوده است. مولانا ابتدا همانند پدرش، بهاء‌ولد، مشغول درس گفتن و وعظ و مجاهده بود و هرگز سماع نکرده بود اما چون شمس تبریزی را دید عاشق وی شد و هر چه او می‌فرمود را غنیمت می‌داشت. پس چون شمس به وی اشارت کرد که به سماع درآ ، مولانای ۳۸ ساله آنچنان تحت تاثیر شمس قرار گرفت که منبر و مدرسه را ترک کرد. استدلال شمس در تشویق مولوی به سماع این بود که آنچه مولانا می‌طلبد با سماع‌، زیاد می‌شود و سماع برای انسان‌های عادی که به هوای نفس مشغولند حرام است نه برای کسانی که عاشق و طالب حق هستند و حتی از نظر او سماع مدد حیات محسوب می‌شد‌. شیفتگی مولانا به سماع آن‌چنان بود که پس از آگاهی از کشته شدن شمس نیز مراسم سماع را به جای آورده است.








در خلال دهه‌هاى اخير، گاهى نوشته‌هايى در روزنامه‌هاى آمريكا درباره آموزش «رقص صوفيانه» مى‌خوانيم و «رقص صوفيانه» به شيوه‌اى مرسوم براى پرورش نفس بدل شده است. اما رقص در اسلام قبيح شمرده شده است؛ چرا كه به طور كلى رقص در تاريخ اديان با وجد و حال در ارتباط است و انسان را از حالت عادى خود خارج مى‌كند و مى‌توان گفت که او را بر گرد یک محور خاص به چرخش وامى دارد. بى‌گمان در دوره‌هاى ميانى اسلامى ضيافت‌هاى مسلمانان متمكن، اغلب با موسيقى و رقص به پايان مى‌رسيد.







در بستر دين، رقص كه اساساً یک پديدار موسيقى و نغمه خوش آهنگ است، با خصيص
ه شريعت محور اسلام در تعارض قرار مى‌گيرد؛ زيرا ممكن است فرد را از راهى كه خداوند مقرر داشته به بی‌راهه كشد. از اين رو، بعضی به مخالفت با رقص برخاسته‌اند.طى چندين قرن، مقالات و رسالاتى عليه مسأله رقص به علت وجود تأثيرات شيطانى آن نگاشته شده است.










در مراسم سماع، در آن حال چرخش و تسلیم محض، شوری نهفته است که هم چرخنده و هم بیننده را به وجد می‌آورد. سماع بروز تفکرات مولانا است. او شعر و موسیقی و رقص را برای توصیف آن چه غیرقابل توصیف است، انتخاب کرد. دیده‌اند مولانا را که در کوچه و بازار با اصحاب به رقص درمی‌آمد و گفته‌اند جنازه صلاح‌الدین زرکوب را نیز به اشارت مولانا با رقص و دف به قبرستان برده‌اند.







سَماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است. سماع در اصطلاح صوفیه حالت جذبه و اشراق و از خویشتن جدا شدن و فنا به امری غیر ارادی است که اختیار عارف تأثیری در ظهور آن ندارد. صوفیه می‌گویند سماع حالتی در قلب و دل ایجاد می‌کند که “وجد” نامیده می‌شود و این وجد حرکات بدنی چندی به‌وجود می‌آورد که اگر این حرکات غیرموزون باشد “ اضطراب” ‌و اگر حرکات موزون باشد، کف‌زدن و رقص است.







از تاریخچه سماع پیش از اسلام اطلاع دقیقی در دست نیست. ولی مسلم است که سماع و رقص مذهبی برای خداوند، ریشه در تاریخ اساطیری دارد. در آیاتی از تورات، به سماع داوود نبی اشاره شده‌ است که «به حضور خداوند جست و خیز و رقص می‌کرد» همچنین در انجیل نیز به رقص و سماع حضرت مریم بر روی پلکان مذبح اشاره شده‌ است.

اما پس از اسلام و تا سال ۲۴۵ هجری اثری از سماع در مراسم مسلمانان به چشم نمی‌خورد. در این سال ذوالنون مصری اجازه تشکیل اولین مجلس قوالی و سماع را به شاگردان خود داد. اندکی بعد و در سال ۲۵۳ نخستین حلقه سماع را علی نتوخی در بغداد به‌ پا کرد.

به درستی آشکار نیست که تشکیل مجالس سماع از چه زمانی آغاز شد، با این حال می‌دانیم که سماع سابقه مذهبی غیر اسلامی داشته است و در زمان‌های دور در پرستشگاه‌های مذهبی به کار می‌رفته‌ است. در صدر اسلام، سماع بدان صورت که در مجالس صوفیه بود، وجود نداشت. در سال ۲۴۵ هجری قمری صوفیان در جامع بغداد از ذوالنون مصری اجازه سماع را گرفتند؛ با این همه، نخستین حلقه سماع در ۲۵۳ هجری قمری توسط علی تنوخی یکی از یاران سری سقطی در بغداد بر پا شد.






دی ان ان
سماع شاپ